| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 |
حکومت وقت، منصور حلاج را به حکم فقیهان خشکمغز دار زد. این شعر بعدها در آن باره سروده شده است:
"ای ریسمان حلاج را از دار بالاتر بکش
بر سردرِ خورشید زن، تندیس این تفکیر را"
شرح: شاعر از ریسمان میخواهد سرِ حلاج را آنقدر بالا بالاها ببرد و به آسمان برساند که حکم زشت "تکفیر" فقه و فقاهت، در سردرگاه آفتاب تابان و درخشان، آویزان شود و مردم تمام عصرها از آن پس بدانند که کارِ فقیهانِ تندمزاج و کجفهم، فقط کُشتن و دارِ مجازات دانشمندان و عالمان و عارفان و آدمیان است.
نکته : فقهیان حکومت، این عارف زمانه را تکفیر کردند چون در برابر اندیشهی او عجز داشتند. سلاح فقهی تکفیر (=کافر خواندن) آسانترین حربه علیهی کسانیست که مذهب به روایت حکومت و قدرت را نمیپسندند و راهِ کُرنش بشر را پس میزنند و در راه عقل یا عشق پیمایش میکنند.
یادداشت دامنه