متن نقلی: علی صالحآبادی: بیشتر از ۱۵ ماه از جنگ ۱۲روزه که روز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد و همینطور
بیش از ۵ ماه از جنگ ۴۰روزه که روز ۹ اسفند آغاز شد، سپری شده است. البته
باید جنگ ۱۳روزه آمریکا علیه ایران را که بهتنهایی و بدون اسرائیل انجام
شد نیز اضافه کرد. آمریکا در این جنگ تمرکزش بر بمباران هوایی و استانهای
ساحلی جنوب بود. کشور در شرایط نه صلح و نه جنگ به سر میبرد.
آنچه مایه نگرانی است، این است که روند مشکلات و تهدیدات به جای کاهشی،
افزایشی شده است. حل مشکلات پیچیده و پیچیدهتر و کلاف سردرگم شده است.
عملکردها به گونهای بوده که به جای عبور از مشکلات، بر آنها افزوده شده
که به چند نمونه از آن اشاره میشود:
۱. اقتصاد مهمترین مسئله ملت است که حال و روزش بدتر است. هفته گذشته قیمت
دلار ۲۵۰ هزار تومان، قیمت سکه ۲۵۰ میلیون تومان و قیمت هر گرم طلا ۲۵
میلیون تومان در بازار معامله شد. افزایش نرخها تحت تأثیر سیاست خارجی و
داخلی افزایش یافته و بازار را ملتهب و تحت تأثیر قرار داده است.
۲. پزشکیان و عراقچی در حاشیه اجلاس ۸۱ مجمع عمومی سازمان ملل، پیشنهاد ۷
مادهای برای بازگشایی تنگه هرمز ظرف ۷ روز را به آمریکا ارائه دادند. بر
اساس این طرح، آمریکا باید تحریمها و محاصره دریایی را برمیداشت و ایران
تنگه را ظرف 7 روز باز می کرد. آمریکا این طرح را رد کرد و تنش و نگرانی از
اوضاع اقتصادی دوچندان شد.
۳. محاصره دریایی همچنان ادامه دارد و جلوی صادرات نفت ایران و درآمد ارزی
را گرفته است. نویسنده از یک گوینده در تلویزیون ایران شنید که گفت کشورهای
دیگر از تنگه هرمز نفت صادر میکنند، اما ایران نه. قالیباف هم گفته اگر
ما از تنگه هرمز نتوانیم نفت صادر کنیم، هیچ کشوری نخواهد توانست نفت صادر
کند. پرسش این است که آیا ادامه بسته بودن تنگه هرمز منجر به عقبنشینی
آمریکا و امکان صادرات نفت ایران را فراهم می کند یا خیر؟ پاسخ این پرسش را
مسئولان را باید بدهند. در همین حال کشورهای گروه هفت موافقت کردند که
برای کاهش قیمت نفت و کنترل بازار 100 میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک خود
را به بازار عرضه کنند. به نظر می رسد جنگ انرژی بین غرب و ایران جدی تر از
هر زمانی شده است.
۴. محاصره هوایی ایران ادامه دارد و تعداد پروازها برای مسافران ایرانی که
قصد سفر به خارج دارند یا ایرانیانی که قصد ورود به ایران دارند، مشکل
ایجاد کرده است.
۵. آمریکا تلاش میکند در قالب «طرد اقتصادی» یا انزوای اقتصادی، فشار
اقتصادی بر ایران را افزایش دهد. در این راستا، نمایندگان وزارت خزانهداری
آمریکا به ۵۰ کشور سفر کردند و از آنها خواستهاند: «یا با ما یا با
ایران». وزارت خزانهداری آمریکا به دنبال رصد تجارت و صادرات ایران است که
خطرناک است.
در میانه تهدید و طوفان، آمریکا و متحدانش به دنبال تشکیل ائتلاف علیه
ایران در منطقه و جهان هستند. دونالد ترامپ حرفهای متناقض، بیربط و
بیاساس زیاد میزند، ولی گهگاه به حرفهایش عمل میکند. او در تازهترین
تهدید گفته ایران دو راه پیش رو دارد؛ یکی صلح و دیگری توافق است. مهمتر
اینکه ترامپ گفته ایران را منفجر خواهد کرد، مگر اینکه توافق صورت گیرد!
به عقیده نویسنده، در این شرایط درهمتنیده و خطرناک، نقش دو بازیگر مهم،
یکی روسیه و دیگری اسرائیل، مغفول مانده است. این دو به صورت پنهانی با
یکدیگر علیه ایران تفاهم دارند و روسیه به هیچوجه نمیخواهد رابطه ایران
با غرب، بهویژه ایالات متحده، بهبود یابد. علت این است که روسیه و چین از
تحریم و محاصره دریایی ایران سود میبرند و به سود آنهاست که ایران در حال
تنش با غرب و تحت تأثیر تحریم و محاصره دریایی باشد. مهمتر اینکه روسیه
رقیب انرژی ایران در بازار نفت است. اگر ایران بتواند به بازار نفت برگردد،
به ضرر آمریکا است.
در این شرایطی که سایه جنگ بر کشور حاکم است، پرسش از پزشکیان و قالیباف
این است که آنها چه طرح و چه ایدهای برای عبور از شرایط «نه صلح و نه
جنگ» و جنگ اقتصادی دارند؟
پرسش دیگر این است که توضیح دهند چرا توافقنامه اسلامآباد شکست خورد و
گفتنیهای دیگر که به وقت دیگر گفته خواهد شد. به امید برقراری صلح و حفظ
ایران یکپارچه با مردمانی برخوردار از رفاه.
منبع : روزنامه ستاره صبح (چاپ 1405/07/11 - شماره 2840)
و این گزارش (ناوها در راه خاورمیانه) در همین روزنامه نیز قابل توجه است
لابد میدانید نورالدین فرح از بزرگترین نویسندگان آفریقاست. او در آخرین کتابش "نقشهها" به مخالفت با دیکتاتوری زیادباره حاکم وقت سومالی پرداخته بود و همین باعث شد زیادباره با او به غضب برسد. اما این نویسنده سومالی را ترک کرد. زیادباره البته بعدها سرنگون شد و او همچنان نویسنده ماند و دست به نظریهپردازی زد. او میگوید اگر جامعهی دیکتاتورزده همان باشد که هست و در خود تکان و تغییری ندهد، فقط دیکتاتور سرنگون میشود، اما دیکتاتوری دیگر جایگزین میشود. از نظر او دیکتاتوری باید "واقعاً مَخوف شود تا مردم قیام کنند." او اولین اثر رُمان سه جلدیاش را به بررسی "بقای دیکتاتوری در آفریقا" اختصاص داده بود. وقتی ازو در مصاحبهای میپرسند حاضری به سومالی برگردی جواب خیلی ظریفی میدهد: نه، نمیتوانم برگردم، چون تهدید به مرگ شدم، و چرا باید به جایی برگردم که جوخههای مرگ جولان میدهند. من زندگیکردن و نوشتن را دوست دارم. منظور نورالدین فرح این است جنگ، مرگِ زندگی است، حال آنکه انسان آمده است که زندگی کند و لذت ببرد و او معتقد است دیکتاتورها با رفتارهای خود، زمینهساز جنگ و کُشتارند.
یکی از حرفهای ماندگار او این جمله است: "در آفریقا، واقعیت،
خیالانگیزتر از خیال است." لابد خوانندگان متوجه این حرفش شدهاند؛ یعنی
آنقدر در آن قاره، گرفتاری و دیکتاتوری و بدبختی و زورگویی با هم آمیخته
است، نویسندهی هر رمان، دیگر لزومی نمیبیند دست به خیال و خواب و کنایات و
طنز در داستانش بزند. بگذرم اما توضحیاً بگویم: مثلاً با آنکه شخصیتهای
داستان او در رمان "شیرِ ترش و شیرین" واقعی هم نبودند، اما مردم، آن
شخصیتهای رُمان را با شخصیتهای واقعی حکومت و جامعه مطابقت میدادند چون
مردم خیال میکردند بر پایهی واقعیتهای زندگیشان رمان نوشت. از نظر من،
بدخواهترین حکومتها، حکومتهایی هستند که آزادی را فقط برای حکمرانی خود
میخواهند و میترسند مردم آزادی داشته باشند.
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
حکومت وقت، منصور حلاج را به حکم فقیهان خشکمغز دار زد. این شعر بعدها در آن باره سروده شده است:
"ای ریسمان حلاج را از دار بالاتر بکش
بر سردرِ خورشید زن، تندیس این تفکیر را"
شرح: شاعر از ریسمان میخواهد سرِ حلاج را آنقدر بالا بالاها ببرد و به آسمان برساند که حکم زشت "تکفیر" فقه و فقاهت، در سردرگاه آفتاب تابان و درخشان، آویزان شود و مردم تمام عصرها از آن پس بدانند که کارِ فقیهانِ تندمزاج و کجفهم، فقط کُشتن و دارِ مجازات دانشمندان و عالمان و عارفان و آدمیان است.
نکته : فقهیان حکومت، این عارف زمانه را تکفیر کردند چون در برابر اندیشهی او عجز داشتند. سلاح فقهی تکفیر (=کافر خواندن) آسانترین حربه علیهی کسانیست که مذهب به روایت حکومت و قدرت را نمیپسندند و راهِ کُرنش بشر را پس میزنند و در راه عقل یا عشق پیمایش میکنند.
یادداشت دامنه
بال بازان را سوی سلطان برَد
بال زاغان را به گورستان برَد
مولوی. مثنوی. دفتر ششم، بیت ۱۴۴۴
یک
شرح کوتاه: هر دو بال دارند، زاغ میرود گورستان استخوان پیدا کند! باز
(=جول) میرود سمت سلطان شکار کند! بستگی به این دارد، زاغ باشد کسی یا
باز!
روز و شب با شعر ( ۱ )
جانور فربه شود لیک از علف
آدمی فربه ز عزت و شرف
آدمی فربه شود از راه گوش
جانور فربه شود از حلق و نوش
مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیتهای ۲۹۰ و ۲۹۱
جاکوبز
فردی است که اجازه یافته بود یک سال به سبک کشیشان مذهب مسیح -که خود را
"مردان مقدس" میخوانند- زندگیِ دینی آزمایشی را طی کند. او سال ۱۳۸۶
مصاحبهای کرد و این نقشش را گزارش کرد. چند حرفش را مینویسم:
در آن زندگی آزمایشیاش←←←
او گفت: ۴۰٪ از حس گناهکردن نابود شده بود!
او گفت: طمع، دروغ و شایعهسازی در زندگیام حضور داشت!
او گفت: پرهیز از طمع، غیبت و دروغ واقعاً سخت بود!
او گفت: عاشق تعطیلات شنبه شده بودم!
او گفت: خیلیوقت لباس سفید میپوشیدم چون توصیهی مذهبی شده بود!
او گفت: کُنج اتاق آپارتمانم کلبه ساختم، چون کتاب مقدس امر کرد!
او گفت: سعی کردم آنچه در زندگی گم کردم، پیداش کنم! [کرد یا نه، نمیدانم]
او گفت: زندگی را زنجیرهای از حقوق و مسئولیت باید دید!
او گفت: من حتی در پارک به صورت سمبلیک یک نفر را سنگسار هم کردم!
او گفت: کتاب مقدس مسیحیان بر حقشناسی بسیار تأکید کرد، اما... !!
او گفت: دلم برای دنیای بدون گناه تنگ شد! [معلومه سختش شده بود ظاهرگرایی و زندگی صوری - تصنُعی]
این
سرزمین، نه صِنف عریض و طویل روحانیت ج ، ا ، ایران را داشت که تبلیغگری
آنها گوش فلک را کر کردهاست! و نه ایدئولوژی مطلقهی دخالتگرا را دارد،
بلکه روی عقل و اخلاق و علم و روابط آشتیجویانه جهان برگشت و به این
روزهای شکوهمند رسید.
وقتی سایت دیدهبان باز کردم
مواجه با این پیامها شدم
(۹ - ۱۲ - ۱۴۰۴)
سایر بازخوردها و خبرهای جنگ آمریکا و اسرائیل با "نظام . ج . ا . ایران" در سایت ( رویداد۲۴) (تاریخ انتشار: ۰۹:۴۸ - ۰۹ اسفند ۱۴۰۴)
؛؛ عصر ایران (تاریخ انتشار: ۱۰:۲۶ - ۰۹-۱۲-۱۴۰۴)
سایت عصر ایران در شنبه ۲۷-۱۰-۱۴۰۴ خبری منتشر کرد کهخیلی اهمیت دارد : کاخ سفید با انتشار بیانیه ای فهرست اعضای "هیئت صلح غزه" را منتشر کرد که در آن نام «مارکو روبیو»، وزیر امور خارجه آمریکا، و «تونی بلر»، نخست وزیر سابق بریتانیا به چشم می خورد. این هیئت قرار است "بازسازی و حکومتداری" را در منطقه جنگزده غزه هدایت کند. به گزارش عصر ایران، گاردین نوشت: رهبری کمیته ملی اداره غزه (NCAG) نیز به علی شعث، یکی از مقامات سابق تشکیلات خودگردان فلسطین و اهل غزه، سپرده شده است. در فهرست اعضای «هئیت صلح» علاوه بر روبیو و تونی بلر، نام «جارد کوشنر»، داماد ترامپ و «استیو ویتکاف»، فرستاده ویژه ترامپ نیز دیده میشود. براساس گزارش گاردین، طبق طرح او که اواخر سال گذشته فاش شد و بر اساس آن آتشبس شکنندهای در غزه حاصل شد، ترامپ رئیس این هیئت است. به گزارش ایسنا؛ در بیانیه کاخ سفید آمده است: «ایالات متحده کاملاً متعهد به حمایت از این چارچوب انتقالی است و در همکاری نزدیک با اسرائیل، کشورهای کلیدی عرب و جامعه بینالمللی فعالیت میکند.» در این بیانیه همچنین آمده است که کمیته ملی اداره غزه (NCAG) توسط علی شعث، یکی از مقامات سابق تشکیلات خودگردان فلسطین و اهل غزه، رهبری خواهد شد. ترامپ همچنین «آریه لایتستون» و «جاش گرونباوم» را به عنوان مشاوران ارشد هیئت مدیره منصوب کرد تا بر «استراتژی و عملیات روزانه» نظارت داشته باشند. براساس اعلام کاخ سفید، «ژنرال جاسپر جفرز» به عنوان فرمانده نیروی ثبات بینالمللی منصوب شد. همچنین «نیکولای ملادنوف»، هماهنگکننده ویژه سابق سازمان ملل متحد برای روند صلح خاورمیانه، به شورای اجرایی و به عنوان نماینده عالی در امور غزه منصوب شد.پایان نقل قول.
نکتهی دامنه: حاکمان ج . ا . ایران در حالی که میهن را به محاق فرو بردند، و ملت را در انسداد اینترنت به حبس مطلق فرستادند، آمریکا کار خود را دارد به دلخواه در غزهی فلسطین پیاده میکند و کرد. آیا کسی آدرس عقل گنجشکی !!! را در ج . ا . ایران سراغ دارد؟!!! بگذرم.
داستان معروف "فیل و گنجشک" : فیل برای خاراندن بدنش به درخت تنه میزد و در اثر این تنهزدن خانهی گنجشک که بالای درخت بود در حال خرابشدن بود اما چون توان زورآزمایی با فیل را نداشت به نزد پشه رفت و گفت درست است زمانی با تو جنگ داشتم اما الان به تو احتیاج دارم، بیا و فیل را نیش بزن و پشه هم چشم فیل را نیش زد. بهتدریج چشم فیل خارش گرفت. سپس گنجشگ به مگس گفت روی زخم چشم فیل بنشیند و این زخم عفونی شد و چشم فیل کور شد. سپس به قورباغه گفت در قسمت گود برکه غورغور کند تا هنگامی که فیل میخواهد آب بخورد به آن قسمت برود و در گودی بیفتد و از بین برود. به این ترتیب یک گنجشک با سیاست توانست فیل را شکست دهد. البته اینها ضربالمثل است اما باید در عرصهی دیپلماسی مغز ما به اندازهی یک گنجشک!!! کار کند."
دامنه: بگذرم! یک حاشیه بنویسم:
،،
تیتر اعتراضی روزنامهی
"پیام ما"
به بستن اینترنت به روی ملت
حاشیه و نکتهی دامنه چهارشنبه نوزده دی ۱۴۰۴ : حتی پیامک گوشی و پیامرساندن شخصی و گروهی در پیامرسانهای حکومتی "بله" و "ایتا" را هم حاکمیت بست؛ در واقع کل ملت را به فلک و کُتک بست! واقعاً اسوه هست این حاکمیت با این شکل و شگرد. این نوع حکمرانی را صادر باید کرد! این پلتفرمها را حکومت ساخت که جایگزین مثلاً پلتفرمهای فیلترشده شود، اما عملاً دیدیم عین کره شمالی شد کشور این چندین روزی؛ یعنی مسدودسازی مطلق کل ملت و میهن به روی جهان و جهان به روی ایران. روزگاری مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق، سالیان دراز در پادگان اشرف در استان دیالهی عراق حکومت تشکیل داده بود. او نیز گوشیهای تلفن همراه را بر تمامی اعضا ممنوع و حرام کرده بود که هرگز به جهان بیرون! دسترسی نداشته باشند و فقط به پیشوای سازمان گوش بسپُرند. بگذرم. به قول غلامحسین کرباسچی در روزنامه "هممیهن" خطاب به حاکمیت و آقای مسعود پزشکیان: "آقای رئیسجمهور از این مردمی که این قدر از در صحنه بودنشان تعریف کردید اگر نظرخواهی کنید، اغلب آنها میدانند که مشکل اقتصادی کشور در سیاست خارجی آن است. پس باید برای سیاست خارجی قدم بردارید... زمانی به آقای پزشکیان پیغام دادم که برو و بشین و قانع کن شرایط کشور چگونه است و چه بحرانهایی ممکن است رخ دهد، این مسئله روابط خارجی باید حل شود. آقای هاشمی رفسنجانی رفت و روبهروی امام نشست و با وجود آن کاریزما و اطاعتی که همه نسبت به امام داشتند، ایشان را قانع کرد که قطعنامه پذیرفته شود. برای اینکه آقای هاشمی رفسنجانی در اوهام زندگی نمیکرد حتی وقتی میخواست با دشمنان و مخالفانش برخورد کند نیز چنین رویکردی داشت." آئین کشورداری این نیست. میهن به عقل و علم و عدل اداره میشود نه با این شیوه و شگرد.
مقاومت در دو مفهوم متضاد! نگارش دامنه ۱۷ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : میگویند در برابر اسرائیل دو جبهه وجود دارد: ۱. جبههی سازش. ۲. جبههی مقاومت. محور سازش معتقد است پس از چند جنگ از پنجاه شصت سال پیش با اسرائیل و آزمودن حاصل ستیز، خاورمیانه دیگر باید با اسرائیل به صلح و رابطه برسد ولو آن که حق از آن فلسطین است، زیرا جنگ با اسرائیل نتیجهبخش نیست و خاورمیانه را از زندگی عادی و امنیت و توسعه خارج میکند. محور مقاومت اما بر آن است از یک سو با تفکر سازش به مقابلهی سیاسی و مفهومی برخیزد و حتی خیزش "بیداری اسلامی" علیهی سران عرب ایجاد کند و از دگر سو نیروهای مقاومت را مسلح و پیکارگر نگه دارد. ج.ا.ایران -که محور مقاومت را با نیروهای اعزامی خود و نیروهای نیابت از مستضعفین چند کشور در خاورمیانه خصوصاً افغانها، سازماندهی کرده بود- در اثر جنگ اسرائیل در هفت جبهه و غلبهی ارتش اسرائیل بر همه، بشدت تضعیف شد و این محور، تقریباً فرو پاشید و یا دستکم از ابتکار عمل باز ماند و تقریباً تمام سران این مقاومت از نظامیان ایران و جنبش لبنان و حماس و ... توسط اسرائیل ترور شدند. به نظر من بزرگترین ضعف نظام ج.ا.ایران این بود نظامیان خود و نیروهای مسلح محور مقاومت بهویژه حزبالله لبنان را در سرکوب قیام مردم سوریه مشارکت داد و مرتکب خطای استراتژیک شد که همچنان نزد ملت سوریه و ایران مورد مؤاخذه است که سرانجام آن جز شکست و خسران نبوده است؛ بشار اسد دیکتاتور سوریه به مسکو فرار کرد و هزینههای ایران بر باد فنا رفت و نیروهای اعزامی آن از سوریه متواری شدند و ممکن است از سرنوشت تعدادی از آن چیزی در دست نباشد یا استتار صورت گرفته است تا ملت سر در نیاورد. اما اینک ج.ا،ایران در درون میهن با اعتراضات مردمی مواجه شد که از ۷ دی ۱۴۰۴ از بازار تهران شروع شد و به سایر شهرهای کشور سرایت کرد و همچنان ادامه دارد. مسئله این است: در خاورمیانه اگر مقاومت بوی مقابله با اسرائیل میدهد، در داخل ایران، مقاومت در برابر اعتراضات بهحق مردم بوی چه چیزی را میدهد؟! یقیناً مقاومت در برابر خواستههای مردم -که از فروپاشی اقتصاد ایران به فریاد و فغان آمدهاند- صورت خوشی ندارد. عدلیترین و عقلیترین و علمیترین مسیر، مسیری است که ملت آن را بخواهد؛ اکثریت ملت مدتهاست مطالبات سیاسی و اقتصادی و حتی روابط خارجی را به گوش حکومت و حاکمیت و حتی چند دولت از ۲ خرداد ۷۶ به این ور، رسانده است، اما حاکمیت پند نگرفت و نمیگیرد و شد آنچه خردمندان، آن را بهدقت قابل وقوع میدانستند. مقاومت، خوب است،؛ البته نه در برابر ملت، بلکه در برابر هر گونه زور و زر و تزویر در سیاست و حکومت. ج.ا.ایران همانمقدار حامیان خود را حق تظاهرات میدهد، معترضان خود را هم میبایست حق اعتراضات دهد تا به تراکم و شکاف نمیانجامید؛ بحران از بحرانهای پنجگانهی مشارکت، مشروعیت، توزیع، هویت و... لبریز شد و اینک ملت فغانش از معیشت و تنگی زندگی است. کجایی عقل؟!؟ واقعاً کجایی؟!/ ابراهیم طالبی دارابی دامنه.